جامعه شهری ۳۰ مهر ۱۴۰۵ - 6 روز پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0
واکاوی زیست اجتماعی جامعه ناشنوایان هم‌زمان با جشنواره ملی رسانه‌ای معلولان:

فراتر از سکوت؛ گزارشی از زبانِ دست‌ها در شهری که باید بهتر بشنود

جامعه ناشنوایان نیازی به ترحم یا بازتعریف هویت ندارند؛ گره اصلی در ساختار شهری و اداری است که هنوز الفبای برقراری ارتباط با چند صد هزار شهروند ناشنوا را نیاموخته است.

ملیکا قرمزی _ به گزارش پایگاه خبری کیمیای ایران آنلاین

در هیاهوی کرکننده خیابان، جایی که صدای بوق ممتد خودروها، فریاد دستفروشان و ولوله‌ی عابران، مجالی برای مکث باقی نمی‌گذارد، دنیایی موازی در جریان است. دنیایی با ریتمی تند، پُر از جنب‌وجوش و سرشار از مفهوم، اما در سکوت مطلق. برای جمعیت چند صد هزار نفری ناشنوایان، واژه‌ها نه در حنجره، بلکه روی نوک انگشتان و در قوس لبخندها و میمیک چهره‌ها متولد می‌شوند. اما این روایت شاعرانه، روی دیگری هم دارد؛ واقعیتی سخت از برخورد روزمره این شهروندان با دیوارهای نامرئی جامعه‌ای که هنر شنیدنِ سکوت را نیاموخته است.

الفبای دست‌ها؛ جامعه‌ای با یک زبان مستقل

ناشنوایی در نگاه نخست شاید یک نقص بیولوژیک به نظر برسد، اما جامعه‌شناسان شهری و فعالان حقوق افراد دارای معلولیت، آن را یک «تفاوت زبانی و فرهنگی» می‌دانند. زبان اشاره، مجموعه‌ای از نشانه‌های پراکنده نیست؛ زبانی کامل با دستور زبان پیچیده و ظرفیت‌های بی‌پایان برای انتقال احساس و اندیشه است.

در مواجهه میدانی با ناشنوایان، آنچه بیش از هر چیز جلب توجه می‌کند، سرعت پردازش اطلاعات بصری و پویایی شگفت‌انگیز آن‌هاست. با این حال، نخستین چالش از همان لحظه‌ای آغاز می‌شود که یک فرد ناشنوا از کانون یا جمع همتایان خود خارج شده و قدم به ساختارهای رسمی جامعه می‌گذارد.

سدِ سکوت در راهروهای اداری و مراکز درمانی

بزرگ‌ترین بحران ناشنوایان، عدم دسترسی به «رابط زبان اشاره» در مراکز حیاتی است. تصور کنید فردی با درد حاد به اورژانس بیمارستان مراجعه می‌کند، یا برای پیگیری یک پرونده حقوقی پشت باجه دادگاه یا اداره بیمه می‌ایستد؛ وقتی هیچ رابطی برای انتقال شرح‌حال یا نیاز او وجود ندارد، ساده‌ترین فرآیندهای شهروندی تبدیل به کابوسی فرسایشی می‌شوند.

هنوز ساختار اداری و درمانی ما جایگاه شغلی مشخصی برای مترجمان زبان اشاره تعریف نکرده است. اپلیکیشن‌های برقراری ارتباط تصویری و هوش مصنوعی نیز تا رسیدن به پوشش کامل راه درازی در پیش دارند؛ در نتیجه، استقلال فردی ناشنوا در تعاملات روزمره مدام سلب می‌شود و او را ناچار به وابستگی همیشگی به خانواده می‌کند.

چالش اشتغال؛ توانمندی‌هایی که نادیده گرفته می‌شوند

اگرچه قانون حمایت از حقوق معلولان سهمیه استخدامی سه درصدی را پیش‌بینی کرده، اما آمارهای غیررسمی نشان می‌دهند سهم ناشنوایان از این بازار بسیار ناچیز است. غالب کارفرمایان به دلیل عدم آشنایی با نحوه برقراری ارتباط، از پذیرش نیروهای توانمند ناشنوا خودداری می‌کنند.

این در حالی است که در حرفه‌های مبتنی بر تمرکز بالا، گرافیک، طراحی صنعتی، صنایع‌دستی، برنامه‌نویسی و کارهای دقیق فنی و کارگاهی، تمرکز بصری افراد ناشنوا اغلب فراتر از افراد شنواست. حذف آنان از چرخه تولید، نه تنبیه این قشر، بلکه محروم کردن اقتصاد کشور از نیروی کاری متمرکز و متعهد است.

فرجام رسانه؛ فریاد خاموش

برگزاری رویدادهایی چون «جشنواره ملی رسانه‌ای معلولان»، نباید صرفاً ویترینی برای تحسینِ تاب‌آوری یا انتشار سوژه‌های احساسی باشد. مأموریت اصلی رسانه، کشیدن خط بطلان بر نگاه ترحم‌آمیز و جایگزینی آن با گفتمان «حقوق شهروندی» است.

جامعه ناشنوایان فریاد نمی‌زند، چون ابزارش را در حنجره ندارد؛ اما سکوت آن‌ها بلندترین مطالبه‌گری است. دسترس‌پذیری شهری، تربیت و به‌کارگیری رابطان رسمی در نهادهای دولتی، و اصلاح نگرش جامعه به زبان اشاره، حداقل حقوقی است که این شهروندان شایسته دریافت آن هستند. شهر تا زمانی که زبان تمام فرزندانش را نفهمد، شهری کامل و برابر نخواهد بود.

مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمی‌شوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمی‌شوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − 10 =