لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللّهَ کَثِیراً به یقین براى شما در زندگى پیامبر خدا سرمشق نیکویى بود، براى آنها که امید به رحمت خدا و روز بازپسین دارند و خدا را بسیار یاد مى کنند.

ملیکا قرمزی_به گزارش پایگاه خبری کیمیای ایران آنلاین/
گزارشی از علی محمدنمازی، نماینده سابق مجلس؛
صحبت کردن و نوشتن درباره زندگانی پيامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) از نظر نگارنده”سهلِ ممتنع ” است. سهل از این جهت که درست و کامل به پایان رساندن رسالت و تکلیف مشخص شده از طرف خدا می شود موارد بسیار ذکر نمود و اما ممتنع است چرا که وجود آن حصرت کامل و نمونه بوده و وقتی قصد است که شخصیت و رسالت او را توصیف نمود قطعا توسط ما انسان ها که ناقص الخلقه هستیم امکان پذیر نخواهد بود.
در آیه ۵۶ سوره احزاب “آیه صلوات” میگویند: ان الله وملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه وسلموا تسلیما خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند ای کسانی که ایمان آوردهاید بر او درود فرستید و به فرمانش بخوبی گردن نهید”.
آیه ۱۴۳ سوره بقره-همان گونه [که شما را به راه راست هدایت کردیم] شما را امتی میانه [ومعتدل و پیراسته از افراط و تفریط] قرار دادیم تا [در ایمان، عمل، درستی و راستی] بر مردم گواه باشید و پیامبر هم گواه بر شما باشد. و ما قبله ای را که بر آن بودی فقط به خاطر این قرار دادیم تا کسانی که از پیامبر پیروی می کنند از کسانی که از اسلام و اطاعت پیامبر برمی گردند [و متعصبانه به قبله پیش از کعبه می مانند] معلوم و مشخص کنیم؛ گر چه این حکم جز بر کسانی که خدا هدایتشان کرده گران و دشوار بود. و خدا بر آن نیست که ایمان شما را تباه کند؛ زیرا خدا به همه مردم رؤوف و مهربان است.
و در آیه صدر یادداشت خداوند پيامبر اسلام را بهترین الگو برای تبعیت معرفی می نماید.
با این حال وظیفه مسلمانان است که از سیره و سنت حضرت رسول اکرم که در راستای قران کریم است پیروی کنند. پیروی قابل قبول آشنایی لازم با سیره و سنت آن حضرت است.
در ادامه به نمونه های از آموزه های آن حصرت اشاره خواهد رفت:
۱-هنگام راه رفتن با آرامي و وقار راه مي رفت.
۲-هرکه را مي ديد مبادرت به سلام مي کرد و کسي در سلام بر او سبقت نگرفت.
۳-با مردم چنان معاشرت مي کرد که هرکس گمان مي کرد عزيزترين فرد نزد آن حضرت است.
۴-هرگز به روي مردم چشم نمي دوخت و خيره نگاه نمي کرد.
۵-چون اشاره مي کرد با دست اشاره مي کرد نه با چشم و ابرو.
۶-سکوتي طولاني داشت و تا نياز نمي شد لب به سخن نمي گشود.
۷-هرگاه با کسي، هم صحبت مي شد به سخنان او خوب گوش فرا مي داد.
۸-در مجلسي نمي نشست و برنمي خاست مگر با ياد خدا.
۹-مبارزه با ظلم
در دوران جاهلیت با گروهی که آنها نیز از ظلم و ستم رنج می بردند برای دفاع از مظلومان و مقاومت در برابر ستمگران همپیمان شد.این پیمان در خانه عبد الله بن جدعان از شخصیتهای مهم مکه بسته شد و به نام «حلف الفضول » معروف شد.
۱۰-اگر از کسي خطايي صادر مي گشت آن را نقل نمي کرد.
۱۱-هرگز سخن کسي را قطع نمي کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگويد.
۱۲-چون سخن ناصواب از کسي مي شنيد. نمي فرمودـ« چرا فلاني چنين گفت» بلکه مي فرمود « بعضي مردم را چه مي شود که چنين مي گويند؟»
۱۳-با فقرا زياد نشست و برخاست مي کرد و با آنان هم غذا مي شد.
۱۴-بيش از همه صله رحم به جا مي آورد.
۱۵-آنچه موجب صلاح دين و دنياي مردم بود به آنان مي فرمود و مکرر ميگفت هرآنچه حاضران از من مي شنوند به غايبان برسانند.
۱۶-هرگز کسي را دشنام نداد و يا به لقب هاي بد نخواند.
۱۷-بر جسارت ديگران صبر مي فرمود و بدي را به نيکي جزا مي داد.
۱۸-با اصحابش در کارها بسيار مشورت مي کرد و بر آن تاکيد مي فرمود.
۱۹-در جمع يارانش دايره وار مي نشست و اگر غريبه اي بر آنان وارد مي شد نمي توانست تشخيص دهد که پيامبر کداميک از ايشان است.
۲۰-وفادارترين مردم به عهد و پيمان بود.سفارش در رعایت امانت مي کرد و خودش به محمد امین معروف بود.
۲۱-عزيزترين افراد نزد او کسي بود که خيرش بيشتر به ديگران مي رسيد.
۲۲-احدي از محضر او نا اميد نبود و مي فرمود « برسانيد به من حاجت کسي را که نمي تواند حاجتش را به من برساند.»
۲۳-پيران را بسيار اکرام مي کرد و با کودکان بسيار مهربان بود.
۲۴-همواره متبسم بود و در عين حال خوف زيادي از خدا بردل داشت .
۲۵-مزاح مي کرد اما به بهانه مزاح و خنداندن، حرف لغو و باطل نمي زد.
۲۶-بردباري اش همواره بر خشم او سبقت مي گرفت.
۲۷-هيچ خصلتي نزد آن حضرت منفورتر از دروغگويي نبود.
۲۸-در حال خشنودي و نا خشنودي جز ياد حق بر زبان نداشت.
۲۹-زهد و ساده زیستی را رعایت می کرد و هرگز درهم و ديناري نزد خود پس انداز نکرد.
۳۰-ژوليده مو بودن را کراهت مي دانست و نظافت و بوی خوش را دوست داشت.
۳۱-عبد واقعی خدا بود و نور چشم او نماز بود و آسايش و آرامش خود را در نماز مي يافت.
۳۲-چون مي خواست به منزل وارد شود سه بار اجازه مي خواست.و با اعضای خانواده بسیار مهربان بود.
۳۳-از اراده و استقامت بی نظیری برخوردار بود.
۳۴-تنفر از بیکاری و بطالت و عدم استفاده لارم از فرصتها.
۳۵-اوقات داخل منزل را به سه بخش تقسيم مي کرد: بخشي براي خدا، بخشي براي خانواده و بخشي براي خودش بود و وقت خودش را نيز با مردم قسمت مي کرد.