
در فاصله چند قدمیِ اصفهان و در قلب زرینشهر، مرکزی فعالیت میکند که پناهگاهِ امنِ ۲۵۰ توانخواه جسمی، حرکتی و ذهنی است. مرکز جامع خیریه توانبخشی شهید مدنی، فراتر از یک فضای نگهداری، روایتی زنده از شکوفایی استعدادها در سایهی مهر و تلاش است؛ جایی که محدودیتهای جسمی تسلیمِ ارادهی پولادین انسانهایی شده که به زبانی سادهتر، درسِ زندگی به جامعه میدهند.
ملیکا قرمزی _ به گزارش پایگاه خبری کیمیای ایران آنلاین
بازدید با ورود به دنیای کودکان آموزشپذیر (زیر ۱۴ سال دارای معلولیت و اوتیسم) آغاز میشود. اینجا ارتباط، پیچیده نیست. یکی با شعری شوقبرانگیز پیش میآید، دیگری خوشآمدی کودکانه میگوید و آن که روی ویلچر نشسته، با نگاهی عمیقتر از هزاران واژه، حضورت را به رسمیت میشناسد. در این مسیر، دکتر سهیلا اثنیعشران، مدیرعامل مرکز، قدمبهقدم همراه است؛ کسی که تمام مددجویان را به نام میشناسد و پیوندی فراتر از وظیفه اداری با آنان دارد.
در حین گذر از راهروها، نگاهی به «اتاق حسی» میافتد؛ فضایی مدرن که برای تقویت حواس توانخواهان طراحی شده و تنها در سال گذشته، بیش از ۲۵۰ میلیون تومان صرف تجهیز آن (از تابهای معلق تا تابلوی رقص نور و استوانههای نوری) شده است.
در کلاس درس بزرگسالان، دختران توانخواه تا سن ۶۰ سال با مانتوهای سرمهای و مقنعههای سفید نشستهاند. اینجا سن معنایی ندارد. یکی با خطوطی که از مرزهای کاغذ بیرون زده، گلی را رنگآمیزی میکند؛ دیگری با افتخار فرشینهای را که خود بافته بالا میگیرد و دفتری از نوشتههایش را نشان میدهد. موفقیت در این کلاس با معیارهای معمول سنجیده نمیشود؛ ساعتها تمرین برای کشیدن یک خط، گامی بزرگ در مسیر توانمندی است.
در راهروهای مرکز، قاب عکسی از زنی توانخواه توجه را متوقف میکند که دیگر در میان این جمع نیست، اما آثار هنری و نگاه براقش در قاب، هنوز از این میگوید که پیش از دیدن معلولیتش، باید هنرِ زیستنش را باور کرد.
روایتِ بخش جسمیحرکتی مرکز، گره خورده به نام هاجر صفری؛ دختری با شال و کلاه نارنجی بافتنی که روی ویلچر نشسته و از امید سخن میگوید. سخنان کوتاه او سرشار از فلسفهی زیستن است. هاجر نه تنها در مسابقات بوچیا مدال آورده، بلکه مقام نخست بازیگری تئاتر معلولان کشور را کسب کرده و با تلاش بسیار، دیپلم کامپیوتر گرفته است. موفقیتهای ورزشی و هنری مددجویان (از جمله انتشار کتابهای شعر توسط یکی از آنان) گواهی است بر اینکه استعداد، حصربردار نیست.
آخرین پردهی بازدید، سالن نگهداری توانخواهان ذهنی است؛ جایی که پیش از ورود، دستی به سویت دراز میشود، سر پایین میآید و گرمای بوسهای بر دستت مینشیند. کمی آنطرفتر، دختری روی تخت با صدای «مامان» آغوش میگشاید. در این میان، سرنوشت «منیژه» که توان تکلم را از دست داده اما با یادآوری آرزوی زیارت مشهد و کربلا چشمهایش بارانی میشود، گویای عمق عواطف پنهان در این فضاست.

در بخش پایانی، نشست خبری با دکتر سهیلا اثنیعشران، ابعاد حمایتی و مدیریتی مرکز را روشن میکند. به گفتهی وی، توانخواهان در دو گروه اصلی تقسیم میشوند:
بخش روزانه: مختص شهرستان لنجان (کودکان زیر ۱۴ سال).
بخش شبانهروزی: پذیرش از سراسر استان اصفهان و استانهای همجوار (شامل ۷۸ زن بزرگسال در بخش ویژه با ضریب هوشی ۲۵ تا ۵۰ و عملکردهای شناختی معادل کودکان ۴ تا ۵ ساله).
مدیر مرکز با اشاره به استانداردهای درجهیکِ توانبخشی و پایش مداوم سلامت (آزمایش خون فصلی و حضور پزشکان متخصص)، از هزینههای سرسامآور مرکز پرده برمیدارد:
اثنیعشران همچنین از کمبود خودروی مناسب برای جابجایی معلولان و افزایش قیمت داروها به عنوان چالشهای جدی یاد میکند و خواستار نگاه علمی و آگاهانه جامعه به جای ترحمِ صرف میشود.
فهیمه کریمی، مسئول روابط عمومی مرکز، در پایان از راههای مشارکت مردمی میگوید:
طرح فرزند معنوی: امکان پذیرش هزینه نگهداری مددجویان از طریق سایت مرکز.
پذیرش خیرات، نذورات و اقلام مصرفی مورد نیاز توانخواهان.
تخه