
گاهی برای دیدنِ معنای واقعیِ زندگی، باید از هیاهوی شهر فاصله گرفت؛ باید از خیابانها گذشت و پشت دری ایستاد که پشت آن، محاسبههای سردِ دنیای بیرون هیچ رنگی ندارد.
ملیکا قرمزی _ به گزارش پایگاه خبری کیمیای ایران آنلاین
در مرکز جامع خیریه توانبخشی شهید مدنی (زرینشهر)، وقت جور دیگری میگذرد. اینجا خانهی ۲۵۰ فرشتهی زمینی است؛ آدمهایی که شاید جسم یا ذهنشان در حصار محدودیتها مانده باشد، اما وسعتِ روحشان به وسعتِ آسمان است.
وقتی پا به این مرکز میگذاری، سفرت از میان کلاسها و راهروها نیست؛ سفر به عمیقترین لایههای انسانیت است:
. دختری که با دستهای لرزان، رنگها را از مرزِ کاغذ بیرون میریزد اما با تمام وجود تپشِ زندگی را نقاشی میکند…
. هاجر؛ دختری با شال و کلاه نارنجی که روی ویلچر نشسته، اما با قهرمانی در بوچیا و تئاتر و داشتن دیپلم کامپیوتر، به همه ما یاد میدهد که «امید» هیچگاه ویلچرانشین نمیشود…
. و فرشتهای که پیش از آنکه حرفی بزند، سرش را خم میکند و بوسهای گرم بر دستِ غریبهای مینشاند که تازه از راه رسیده است. اینجا «محبت» نیازی به واژه ندارد؛ زبان مشترکِ این خانهی پرمهر است.
پشتِ این لبخندها، چه میگذرد؟
ادارهی دنیایی با ۲۵۰ توانخواه، ماهانه ۷ میلیارد تومان هزینه دارد؛ هزینهی دارو، درمان، پرستاری و مراقبتهای ویژهای که توسط مدیر دلسوز مرکز، دکتر سهیلا اثنیعشران و همکارانش با عشق مدیریت میشود. اما در این روزهای پرتورم، دستهای خالیِ خانوادهها و هزینههای سنگین، سنگِ بزرگی بر سر راه این فرشتگان گذاشته است.
سهمِ من و تو چیست؟
دیدنِ این مرکز، فقط برای آه کشیدن و شکرگزاری از سلامتیمان نیست؛ برای این است که از خود بپرسیم: ما برای مهربانتر شدن دنیای این آدمها چه کردهایم؟
بیایید این بار، معلولیت را نبینیم؛ «توانمندی» را باور کنیم. اگر دوست دارید در این آغوشِ پر از مهر سهیم باشید و سهمی در زندگیِ این فرشتگان داشته باشید (از طریق طرح «فرزند معنوی»، کمک به تأمین دارو یا نذورات)، مسیرهای زیر پل ارتباطی شما با این قلبهای تپنده است: