اصفهان، شهر گنبدهای فیروزهای، در میان کوچههای سنگفرشِ حوالی نقشجهان، قصهای تازه برای روایت دارد؛ قصهای که در آن «سید جمال روحانی»، بازرگان نامآشنای تجارت با چین، نه با حسابوکتابهای مرسوم، که با زبانِ «احساس» سخن میگوید. او «خانه مادری» را از کنجِ خاطراتِ خانوادگی بیرون کشیده و به یک هتل سنتی با استانداردهای جهانی بدل کرده است.

ملیکا قرمزی – به گزارش پایگاه خبری کیمیای ایران آنلاین
برای کسی که نبضِ تجارتش با نبضِ اقتصاد چین میتپد و پیچیدگیهای ثبت سفارش، ترخیص کالا و لجستیکِ بینالمللی، روزمرگیِ اوست، ورود به دنیای هتلداری، انتخابی از سرِ نیاز نبود؛ یک «طلبِ دلی» بود. روحانی در نشستی صمیمانه با خبرنگاران، از خاستگاه این ایده میگوید: «پیشه اصلی من تجارت است و تسهیلگری در بازرگانی؛ اما اصفهان، شهر من است و این خانه، پارهی تنِ مادر و پدرم. وقتی تصمیم گرفتیم این فضا را به گردشگری اختصاص دهیم، هدفمان نه صرفاً یک کسبوکار، که ادای دین به بافت تاریخی و ایجاد نشاط اجتماعی بود.»
هتل «خانه مادری» اما تنها یک بازسازی ساده نیست؛ آمیزهای است از اصالت معماری ایرانی و راحتیِ قرن بیست و یکم. روحانی با دقتِ یک بازرگانِ نکتهسنج، زیرساختهایی را فراهم کرده که گردشگرِ امروز را بینیاز میکند. از اینترنت پرسرعت و دستگاههای تصفیه آب گرفته تا ژنراتورهای قدرتمند که اجازه نمیدهند قطعی برق، آرامشِ یک شبِ تاریخی در قلبِ اصفهان را برهم بزند. این هتل با هشت آپارتمانِ مدرن و اتاقهای مجهز، گویی پلی زده است میانِ آرامشِ خانههای قدیمی و استانداردهای اقامتیِ هتلهای بینالمللی.

این پروژه، بیش از آنکه بر اعداد و ارقام تکیه کند، بر «سرمایه انسانی» استوار است. با افتتاح این مجموعه، چراغِ کار برای ۷۰ نفر روشن شده است؛ ۷۰ جوانی که حالا در قامتِ میزبانانِ میراثِ اصفهان، مشغول به کارند. روحانی از بازخوردهای ۱۶ ماه اخیر میگوید؛ از تورهایی که در فضای مجازی، خانه مادری را به عنوان قطعهای از بهشتِ اصفهان توصیف کردهاند و از شبهایی که این هتل، میزبانِ رویدادهای فرهنگی بوده است.
مدیرعامل هلدینگ سپاهانهمراه، در پایانِ این روایتِ خود، دعوتی عام میکند: «اصفهانِ ما، معدنِ فرصتهاست. اگر سرمایهگذاران، نگاهشان را به تقویت زیرساختهای گردشگری بدوزند، هم سودِ پایداری نصیبشان میشود و هم، باری از دوشِ فرهنگ و نشاطِ اجتماعی شهر برداشته خواهد شد.»
خانه مادری، اکنون بیش از آنکه یک ملک باشد، نمادی از این باور است که میتوان هم بازرگانی جهانی بود و هم، خادمِ خاکِ مادری. سید جمال روحانی در این مسیر، ثابت کرد که وقتی عشق با درایتِ اقتصادی همراه شود، دیوارهای قدیمی یک خانه، دوباره میتوانند به صدا درآیند و قصههای کهن را برای مهمانانِ آینده، زمزمه کنند.